خانه | گالری عکس‌ها | درباره من |


جمع مستان

چشم‌ها محو نماز تو می‌شود و تو محو حضرت دوست.

جلال کبریایی در قیامش           جمال بندگی اندر سجودش

 

پ ن: نماز جماعت حضرت آقا در دیدار با بسیجیان و پاسداران استان فارس – بهار ۸۷

 

نویسنده: محمدهادی خسروی - ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۴۸ ق.ظ - دیدگاه (۴)

بهاری که بهاری شد

در بهار شیراز، مست می‌شوی وقتی که بهارنارنج‌ها باز می‌شوند. اما بهار ۸۷ بهارنارنج‌ها هم مست بودند. گل‌های محمدی میمند هم آمده‌بودند، مست شدند، فرش زیر پا شدند.
چشم‌ها بهاری شدند و عشق را شکوفه شدند. چشم مردم روشن شد به جمال حضرت عشق. بهار، بهاری شد و اردی‌بهشت، بهشتی.
فارس، «مفتخر» شد به حضور امام خامنه‌ای، و مزین شد به لقب «سومین حرم اهل بیت»

یازدهم اردیبهشت، سالروز بهاری شدن استان فارس است.

نویسنده: محمدهادی خسروی - ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۱:۲۲ ق.ظ - دیدگاه (۱۲)

فاطمه زهرا

رسول گرامی اسلام فرموده‌اند: همانا خداوند با خوشنودی فاطمه خشنود و با ناراحتی فاطمه ناراحت می‌شود.۱ پس آنگاه که خداوند “نفس مطمئنه” (پیامبر گرامی اسلام) را به سوی خود می‌خواند در حالی که خداوند راضی است و نفس مطمئنه هم راضی است، چگونه می‌توان گفت که زهرای مرضیه از این امر ناراضی بوده‌اند؛ که رضایت خداوند رضایت حضرت فاطمه زهرا سلام‌الله‌علیها است.

پس آن همه زاری و گریه پس از رحلت نبی مکرم اسلام، از غم فقدان پدر نبوده، بلکه از آن جهت بود که از رأس امت اسلامی شخصی رفت بدون آنکه بر آن امت کسی همانند یا بهتر از آن باشد.۲ چرا که در سقیفه کسی را که شایسته بود، از رأس امت حذف کردند.

 

پ ن: بر گرفته از صحبت‌های حجت الاسلام طائب در برنامه مصباح از شبکه سه در شب شهادت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها

۱- إنَّ الرَّبَ یَرضی لِرِضا فاطمة و یَغْضِبُ لِغَضَبِ فاطمة (مستدرک الحاکم، جلد ۳، ص ۱۵۴)

۲- مَا نَنسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَیْرٍ‌ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا ۗ أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّـهَ عَلَىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ‌ (بقره/۱۰۶)

نویسنده: محمدهادی خسروی - ۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۹:۲۶ ق.ظ - دیدگاه (۰)

و ناگهان آسمان

رسیدن به مقصد آرزویی است که برای آن باید در راه بود. مگر می‌شود در راه نباشی و به مقصد برسی؟ و حال اگر در راه بودی و به مقصد نرسیدی، به همان اندازه که از مسیر را طی کرده‌ای، از دیگران پیش افتاده‌ای و به مقصد نزدیک‌تر بوده‌ای.

اینجا نه منزل، که معبری است برای عبور. نه مکان، که طریقی است برای سفر. نه زمان، که فرصتی است برای رسیدن. همه مسافریم، چه اگر ندانیم.

رسیدن به حق تعالی هدف است و برای آن مسیری نیست جز صراط مستقیم. و اگر برخاستن را به جای نشستن، و رفتن را به جای ماندن، و رسیدن به حق تعالی را مقصد انتخاب کردیم، همانا ما رهپویان وصالیم.

تا مقصد نه فاصله در بُعد مکان است و نه در بُعد زمان؛ که «ایمان» مرکب و «شوق» سرعت است.

و ناگهان درهای آسمان گشوده می‌شود برای مؤمنین، همانان که لایق شده‌اند! آنان رسیده‌اند و ما مانده‌ایم…

بیست و چهار فروردین سالگرد روزی است که جمعی از رهپویان به وصال «رسیدند» و ما «ماندیم!»

نویسنده: محمدهادی خسروی - ۲۴ فروردین ۱۳۹۱ ساعت ۶:۳۰ ق.ظ - دیدگاه (۱۰)

بهار

شیشه عطر بهار لب دیوار شکست، همه‌جا پر شده از بوی خدا، همه‌جا آیت اوست…

نوروز مبارک

نویسنده: محمدهادی خسروی - ۰۲ فروردین ۱۳۹۱ ساعت ۳:۲۵ ق.ظ - دیدگاه (۴)

کیمیا

اینجا نه مقصد مسافران سعادت، که نشانی است برای آنان که رهپوی وصالند. سفر به سرزمین ملائک و پرواز روح به آسمانی که ستارگان‌ش شهدا هستند، برای صیقلی بر دل است و لختی درنگ در راه و تجدید پیمان با سید شهیدان.

اینجا خاکی است که مردان خدا، با هنر خود، آن را کیمیا کرده‌اند و ما را هوایی.

مسافر سرزمین طلایی، در خلوت خود می خواند که:
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند              آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند!؟

اینجا طلاییه است، سرزمین ملائک!

نویسنده: محمدهادی خسروی - ۲۷ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۴:۲۶ ق.ظ - دیدگاه (۱۲)

تا اربعین

در اربعین حسینی خاطرم افتاد به سخن حجت‌الاسلام مهدی طائب که گفته بود:
“هر کس که شک کند که اهل بیت امام حسین علی‌السلام در روز اربعین بر سر مزار شهدا نبودند، قطعا در اشتباه است. شک نکنید که حضور بازماندگان کربلا بر سر مزار شهدا، در اربعین شهادت‌شان اتقاف افتاد. یعنی این زنان و کودکان و اسیران را با چنان سرعت و عجله‌ای پیاده به شام بردند و سپس بازگرداندند که چهل روز بعد از فاجعه‌ی عاشورا، در کربلا بودند”
(نقل به مضمون، در برنامه‌ی تلوزیونی مصباح)

نویسنده: محمدهادی خسروی - ۲۴ دی ۱۳۹۰ ساعت ۳:۵۴ ق.ظ - دیدگاه (۰)

مخزن عکس‌بان

یک‌سالی می‌شود عکس‌بان، خانه‌ی من است در نت. گاه عکسی را با نوشته‌ای هم‌راه می‌کنم و می‌فرستم اینجا. این خانه اما جایی کم داشت. اتاقی به آن افزودم و به مناسبت عید خجسته و مبارک غدیر، درش را می‌گشایم.

اگر گرم و راحت نیست و نقصی اگر هست، ببخشید. عکاس‌م، اما بنایی این اتاق را به ناچار خودم انجام دادم و اولین جایی است که در این نت، به دست خود ساخته‌م. انشاالله نقص و کمبود هم رفع خواهد شد و نظر و کمک دوستان را هم پذیرایم. به اتاق جدید که می‌روید، نگاهی به سردرش هم بیاندازید.

نویسنده: محمدهادی خسروی - ۲۵ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۴۴ ب.ظ - دیدگاه (۶)

حاشیه‌ی بازی فجرسپاسی و تراکتورسازی

هفتم آبان‌ماه، دو تیم فجرشهیدسپاسی و تراکتورسازی‌تبریز در شیراز به مساف هم رفتند. در حاشیه‌ی این بازی حضور پان‌ترکیست‌ها در میان طرفداران تراکتورسازی جلب توجه می‌کرد.


پرچم ترکیه روی قلب طرفداران تراکتورسازی تبریز


پرچم آذربایجان در دست یکی از لیدرهای تراکتورسازی و بر روی قلب طرفداران!

نویسنده: محمدهادی خسروی - ۰۸ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۱:۱۳ ق.ظ - دیدگاه (۶۱)

پدربزرگ جبهه‌ها

اولین بار پارسال بود که دیدم‌ش؛ در بستر بیماری و برتخت بیمارستان. چند روز پیش که “پدربزرگ جبهه‌ها” را دیدم، جشن تولد ۱۰۵ سالگی‌اش را هم برایش گرفته بودند. نوه‌اش هم بود، همان نوه‌اش که متولد ۱۳۸۵ است و با پدربزرگ خود فقط صدسال فاصله‌ی سنی دارد. وقتی می‌شنوی که ۶۶ ماه حضور در جبهه داشته و حدودا ۷۵ ساله بوده که عازم جبهه‌ها شده، می‌فهمی که جوانی به دل است؛ و دل جوان می‌ماند اگر با نور خدا آشنا بماند.
هفتادوپنج ساله باشی و غیرت و همت‌ت چنان باشد که تو را به میدان نبرد بفرستد! به خودم می‌نگرم در کدام میدان، نبرد می‌کنم؟ همت‌م را بنازم یا غیرت‌م را!
راستی، من چند ساله‌ام!؟


اولین بار اینجا دیدم‌ش، بیمارستان شهیدبهشتی شیراز، ۱۷ مهر ۸۹


یک مراسم ساده و بی‌آلایش، مثل خودش. یک مراسم کوچک، اما نه‌مثل خودش!

 
پدربزرگ جبهه‌ها در کنار پسر و نوه‌اش. آن‌طرف‌تر هم استاد حسن سبزواری نشسته است.

 

نویسنده: محمدهادی خسروی - ۰۲ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۹:۴۱ ق.ظ - دیدگاه (۶)